|صفحه‌ی یک| - |آینه‌ی بانو؛ خورشیدی دیگر| - |گنجه| - |تماس|پست‌ها و صفحات قبلی را از پایین وب‌لاگ ورق بزنید

هر چیزی گفتنی نیست؛ باید صبر کرد تا وقت‌اش برسد... . *دوست نداشتم روزی برسد که این‌گونه جملات را در وبلاگم بنویسم، چون به وجدان و حق و حقوق یک نویسنده در ناخود‌آگاه ایرانیان اعتقاد داشتم؛ اما حالا ـ با احترام تمام ـ به خواننده‌گان وبلاگ خورشیدبانو عرض می‌کنم: «تمامی مطالب این وب‌لاگ دست‌نوشته‌های شخصی‌ام بوده ـ و هست! ـ و امیدوارم برای استفاده‌شان گرفتن اجازه را فراموش نکنید!»
پروفایل مدیر وبلاگ
دیگرانم
ابرک شلوار پوش - سجاد صاحبان‌زند
اثبات ما - عطیه عسگری
اکسیر نوآوری - مهندس محمود کریمی
اگر به هم نرسیدیم ـ عبدالله روا
اگر دل دلیل است - انوشه میرمجلسی
الماس ـ کوروش سلیمانی
این‌جا شب نیست - جوان و دانش
با دوست پری شانم و بی دوست پریشان ـ علی‌رضا بدیع
باید خواب دید ـ امیر شوکتی
بی‌سر و ته - مجتبی آذری
بی‌گاهان - اکرم زمانی
پرواز شب - شاهین شرافتی
پوریا ناظمی - پوریا ناظمی
ترجمه و نوشته‌های امیرمهدی حقیقت - امیرمهدی حقیقت
تنبل‌خونه شاه‌عباسی - کویریات
توکای مقدس - توکا نیستانی
جیره‌ی کتاب
حمید محمدی - حمید محمدی!
خاطرات مشترک - محسن امین
خورشید بانو - رعنا شمس
در جریان باشید - محیا ساعدی
درد، حرف نیست، درد، نام دیگر من است ـ سمیرا راهی
زن سوم ـ گلرنگ
سر هرمس مارانا ـ شوالیه‌ی ناموجود
سهراب سپهری
شُمال از شُمالِ غربی ـ محسن آزرم
عسل و شکر - لاله محمودی
فرا تر از بودن - پریا ابراهیمی
قوزک پای چپ یک زرافه‌ی ایده‌آلیست که در یک عصر پاییزی سیگارش تمام شده می‌خارد
کازابلانکا ـ آقای الف
کتاب‌فروشی هدهد - سانتیاگو، استراگون، ولادیمیر
گاهی، با هم حرف بزنیم ـ نیره غدیری
مدرسه همشهری - مرکز آموزش موسسه‌ی همشهری
مکالمه‌ی سکوت در صفحه‌ی آخر - فرزانه ناظری
میز غذا - سورملینا
می‌نویسم - نسیم صباغان
ناتور ـ پدرام رضایی‌زاده
هزار ساله ـ رضا کتاب‌دوست
وب‌سایت رسمی احمد شاملو - احمد شاملو
وب‌سایت رسمی نادر ابراهیمی - نادر ابراهیمی
نویسندگان
صفحات اضافی
من به آمار زمین مشکوکم

... این برای آن شاخ و شانه می‌کشد؛ آن یکی آمار رو می‌‌کند، طرف مقابل مناظره آمارها را رد می‌کند. به‌اصطلاح افشاگری می‌کنند، مشت هم‌دیگر را جلوی میلیون‌ها نفر باز می‌کنند - درست یا غلط، راست یا دروغ - که هر چه که هست، در نوع خودش بی‌سابقه است.

جالب این‌جاست که آخر نمی‌فهمیم - که نباید هم بفهمیم، چون عوامیم! - کدام آمار به‌راستی حقیقت دارد؛ به آمار کدام بانک و کدام سازمان باید دل بست، به کجا، به چه کسی باید اعتماد کرد؟!

من نگران‌ام! چون نمی‌توانم فردایی، پس‌فردایی به بچه‌ام، به نوه‌ام جواب بدهم که چرا آمار و تاریخ مستندی برایش نگداشته‌ام؛ همان‌طور که پدرم به من جواب دندان‌گیری نداد و همان‌طور که پدر پدرم به پدر من جوابی نداد و همین طور پدر پدر پدرم به پدر پدرم و پدر پدر پدر پدرم به پدر پدر پدرم و ...!

من می‌دانم با این تفاسیر و آمارهایی که اعتماد سلب می‌کنند تا جلب (!)‌، نمی‌شود تاریخی مستند و مستدل و واقعی و حقیقی نوشت برای نسلی که هنوز متولد نشده‌ست؛ برای نسلی که مسلما فردا مرا شماتت خواهد کرد و گذشته‌اش را از «من» طلب‌کار خواهد شد.

حالا من به همه‌چیز مشکوکم! نمی‌دانم گذشته‌ای بر پدرانم گذشته چه‌قدر بر پایه‌های «راستی و درستی» و به دور از سیاست‌های فاسد - یا سالم! - حاکمین وقت بنا شده؛ چه‌قدر به‌دور از مراعات حال قدرت‌مردان بوده و چه‌قدر برای تملق و چاپلوسی؟! نمی‌دانم باید هم‌چنان منتظر ویل‌دورانتی باشم که از آن‌سوی مرزها بیاید و بنویسد آن‌چه که من نمی‌توانم بنویسم، یا خودم را تسلی بدهم که: نه رعنا جان! دنیا فرق کرده؛ تواریخ، دیگر الزاما روی کاغذها نوشته نمی‌شوند و نخواهند شد! فردا تواریخ را باید در موتورهای جست‌و‌جو Search کرد و حقیقت را از گوگل پرسید؟! ... ایهالناس! من به آمار زمین مشکوکم!


برچسب‌ها:
نوشته‌ی رعنا شمس ـ سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸ ـ نظرات () | لینک ثابت مطلب