زندگی در رئالیسم جریان دارد نه در فیکشن

این من ــ بله، خودم را عرض می‌کنم همین من ــ مدام از «امیدواری» و «نگه‌داشتن سرِ رشته» و «درست می‌شود» و «دیدن نشانه‌ها» و الخ، نوشته‌ام این روزها اما پیش‌شرط این‌ها را ننوشته‌ام؛ این‌جا و آن‌جا خیلی گفته‌ام از فرق در و دیوار، اما ننوشته‌ام.
بی‌واسطه بگویم تان که هرکجا به بن‌بست رسیدید قبل از هرکاری یک نکته‌ی خیلی‌خیلی مهم را بررسی کنید: این بن‌بست، این گرفتاری، این ایست، این مانع، این گیر، «درب» است یا «دیوار»؟ به هر ترفندی جواب‌ش را پیدا کنید. اگر درب باشد باز می‌شود، بالاخره یک روز به هر سختی که باشد باز می‌شود؛ اما اگر دیوار بود، زور بی‌خود نزنید. هیچ دیواری در دنیا نبوده که با در استادن و ابرام کردن، قربان‌صدقه رفتن، صبر و حوصله به خرج دادن و حتا شامورتی‌بازی باز بشود. کار دیوار، دیواری کردن است و کار درب هم فلان. از دیوارهای افسانه‌ای ِ یک‌باره بازشونده‌ی استثنایی هم حرف نزنید لطفن. زندگی افسانه نیست؛ زندگی در رئالیسم جریان دارد نه در فیکشن.

خب، تا یادم نرفته خدمت‌تان عارض شوم که رعنا شمس هستم متخصص ممیزی درب و دیوار از تهران. راستی یادم بیاندازید همین روزها از تجربیات مویی که از پافشاری بی‌خود پشت دیوار سفید کرده‌ام هم برای‌تان بگویم.

/ 0 نظر / 12 بازدید